ترمپ، مشتاق مذاکره با ایران Trump, eager to negotiate with Iran

Donald Trump’s declaration of readiness to negotiate without a precondition with Iran and his explicit statements about Washington’s reluctance to a regime change project in Tehran indicates that the United States intends to bring Iran to the negotiating table by imposing economic sanctions and political pressure. The goal of Washington is to bring Tehran to the negotiating table. He goes on to say that he does not want the United States to engage with Iran in the phase of military conflicts. Washington seems to have realized the limitations of its national and military power after the 2003 invasion of Iraq and the events that followed, and it does not seem necessary to launch a rally on regime change.

Another important fact is that there is no active anti-regime force inside Iran that Washington can unite with and begin a regime change operation. In Iran, there is no rebellion, no coup d’état or protest streams. The Green Movement, which considers itself inherited from the reform movement of 1376, does not believe in a subversion of government. Mir Hossein Mousavi and Mehdi Karroubi, Green Movement Moveers, despite the delinquency and other problems, refused to question the legitimacy of Iran’s Supreme Leader Sayed Ali Husseini Khamenei. The result of the 2009 presidential election was controversial, and Mir Hossein Mousavi and Mehdi Karroubi did not accept it. In that election, Mr. Mahmoud Ahmadinejad was announced victorious. After Mr. Mousavi and Mehdi Karroubi did not accept the result, popular waves came to the streets and protested the result of the election. Khamenei’s legitimacy was questioned along the lines of the demonstration, but the leaders of the Green Movement did not want to dispel the slogan of the military overthrow that Mr. Khamenei was at the head of.

The Green Movement, the reform movement, and even the supporters of Iran’s current president, Hassan Rouhani, do not want a gun battle for the fall of government in the theory. Reform Movement Leader Seyed Mohammad Khatami believes that democratic capacities are in the constitution and the current Iranian system, and should activate it and lead to more democracy. They are in favor of gradual democratization of Iran. Their aspirations are to increase the qualifications of elected institutions and reduce the qualifications of non-elected institutions. This nonviolent movement can not overthrow a coalition in a united war.

The reality of the riot, revolution and coup in Iran indicates that the legitimacy of the current leader of Iran has not been hurt very seriously. In 1996, a powerful revolutionary movement was formed in Iranian cities and it became clear that the last Shah of Iran lost its legitimacy. Seyyed Roohollah Mousavi Khomeini led the revolution. With the fall of the monarchy, its legitimacy was transferred to the deceased Khomeini. The monarchy is an institution whose legitimacy has a strong roots in the religious and cultural narratives of the region, the military’s overwhelming self-control of a major political legitimacy. This legacy was legacy and traditional. In the past, the power struggle was limited to the members of the royal family, and the executive and political powers were exercised between them. If they ruined the kingdom, he would turn his son to his successor. But in the 1979 revolution of Iran, masses of people came to the streets, and the scope of the power struggle was broad. But at the end of the work, the legitimacy of the monarchy was transferred to Khomeini, and he laid the foundation for an ideological religious rule. This religious government, but along with the religious legitimacy, considered the legitimacy of the election itself. Unlike the Saudi government and the Taliban, the religious government of Iran recognizes electoral legitimacy and selective institutions. The existence of electoral institutions has led political forces to come together in elections. Perhaps the existence of these elected institutions and the electoral institution has caused the political force to overthrow inside Iran. With the death of Khomeini, his legitimacy and authority were transferred to Khamenei, and he is currently in charge of the whole. Since all political, administrative and religious power is in his hands, the political science theorists regard the Iranian regime as an undemocratic one. The religious theory that sees the government as the right of one jurisprudent is also contradictory to the foundations of democracy. But opponents of the Iranian government’s exiles have not been able to build a social base for themselves within Iran. They have lost their ties to Iran. Perhaps this is why no foreign power, including America, desires to overthrow the Iranian government using military force and considers it useless.

But it is clear from the current US government’s behavior that the government wants to turn Iran from an hostile state to a US-friendly government. The US Secretary of State last year demanded 12 Washington calls from Tehran. Stopping Tehran’s nuclear and missile programs, capturing hostility with Israel, ending Iran’s support for Shiite militias in the Middle East and the withdrawal of Iranian troops from Syria are among the most important of these. The United States now says it intends to force Tehran to put pressure on Iran to negotiate and negotiate with Washington on these issues. If Iran accepts all the demands of the United States, Washington has promised to establish normal relations with that country and will cooperate. In other words, acceptance of the demands of the United States by Tehran makes Iran a friend of America.

But it seems that Iran’s leaders do not currently intend to negotiate with the United States. Iran is waiting to be thrown off in the US election in 2020. But if Turkmen wins in that election, it is not clear what the leaders of Iran will decide. The enthusiastic tramp is that air.

ORIGINAL TEXT IN FARSI \ PERSIAN LANGUAGE

اعلام آماده‌گی دونالد ترمپ برای مذاکره‌ی بدون پیش‌شرط با ایران و سخنان صریح او در مورد عدم تمایل واشنگتن به پروژه‌ی تغییر رژیم در تهران، نشان‌دهنده‌ی آن است که امریکا قصد دارد با اعمال تحریم اقتصادی و فشارهای سیاسی، ایران را روی میز مذاکره بیاورد. هدف واشنگتن روی میز مذاکره آوردن تهران است. از سخنان ترمپ و دیگر مقام‌های امریکایی برمی‌آید که او نمی‌خواهد ایالات متحده با ایران وارد فاز درگیری‌های نظامی شود. به نظر می‌رسد که واشنگتن پس از لشکرکشی به عراق در سال ۲۰۰۳ و حوادثی که پس از آن واقع شد، محدودیت‌های قدرت‌ ملی و نظامی خودش را درک کرده است و لزومی نمی‌بیند که برای تغییر رژیم به ایران هم لشکرکشی کند.

واقعیت مهم دیگر این است که در داخل ایران هم نیروی فعال ضد رژیم وجود ندارد که واشنگتن بتواند با آن متحد شود و عملیات تغییر رژیم را آغاز کند. در ایران نه شورش‌گری است، ‌نه کودتا و نه موج‌های مردمی معترض در خیابان‌ها دیده می‌شود. جنبش سبز که خودش را وارث جنبش اصلاحات سال ۱۳۷۶ می‌داند،  به براندازی قهری حکومت باور ندارد. میرحسین موسوی و مهدی کروبی رهبران جنبش سبز به رغم تحمل حصر و مشکلات دیگر، حاضر نشدند مشروعیت سید علی‌حسینی خامنه‌ای رهبر ایران را زیر سوال ببرند. نتیجه‌ی انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ جنجالی شد و آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی آن را نپذیرفتند. در آن انتخابات آقای محمود احمدی‌نژاد پیروز اعلام شد. پس از این که آقای موسوی و مهدی کروبی نتیجه را نپذیرفتند، موج‌های مردمی به خیابان آمدند و به نتیجه‌ی آن انتخابات اعتراض کردند. در حواشی این تظاهرات هم مشروعیت آقای خامنه‌ای زیر سوال رفت،‌ اما رهبران جنبش سبز نخواستند که شعار سرنگونی نظامی را که آقای خامنه‌ای در رأس آن است سر دهند.

جنبش سبز، جنبش اصلاحات و حتا طرف‌داران آقای حسن روحانی رییس‌جمهور کنونی ایران،‌ در تیوری هم خواستار جنگ مسلحانه برای سقوط حکومت نیستند. کسانی مثل سید محمدخاتمی رهبر جنبش اصلاحات به این باور اند که ظرفیت‌های دموکراتیکی در قانون اساسی و نظام کنونی ایران است و باید آن را فعال کرد و به دموکراسی بیش‌تر رسید. آنان طرف‌دار دموکراتیزه شدن تدریجی ایران اند. آرمان آنان بیش‌تر شدن صلاحیت‌های نهادهای انتخابی و کاسته شدن صلاحیت‌های نهادهای غیر انتخابی است. این جنبش خشونت‌پرهیز به هیچ وجه نمی‌تواند در یک جنگ گرم متحد یک نیروی برانداز باشد.

واقعیت نبود شورش،‌ انقلاب و کودتا در ایران نشان‌دهنده‌ی آن است که مشروعیت رهبر کنونی ایران به صورت بسیار جدی و اساسی صدمه ندیده است. در سال ۱۳۷۵ جنبش انقلابی نیرومندی در شهرهای ایران شکل گرفت و با گسترش آن روشن شد که آخرین شاه ایران مشروعیتش را از دست داده  است. سید روح‌الله موسوی خمینی رهبری آن انقلاب را به دوش گرفت. با سقوط سلطنت مشروعیت آن نهاد به مرحوم خمینی انتقال یافت. سلطنت نهادی است که مشروعیتش ریشه‌ی نیرومندی در روایت‌های مذهبی و فرهنگی این منطقه داشت، نفس غلبه‌ی نظامی به یک سرلشکر مشروعیت سیاسی به بار می‌آورد. این مشروعیت میراثی و سنتی بود. در گذشته منازعه‌ی قدرت هم محدود به اعضای خاندان سلطنتی بود و اختیارات اجرایی و سیاسی بین آنان دست‌به‌دست می‌شد. اگر شاهی را خلع می‌کردند، ‌پسرش را به جانشینی او بر می‌گزیدند. ولی در انقلاب ۱۳۵۷ ایران توده‌های مردم به خیابان آمدند و گستره‌ی منازعه‌ی قدرت وسیع شد. اما در پایان کار مشروعیت نهاد سلطنت به شخص خمینی انتقال یافت و او یک حکومت  ایدیولوژیک دینی را اساس گذاشت. این حکومت دینی اما در کنار مشروعیت مذهبی، مشروعیت انتخاباتی نیز برای خودش در نظر گرفت. حکومت دینی ایران برخلاف حکومت عربستان و امارت طالبان، مشروعیت انتخاباتی را به رسمیت می‌شناسد و نهادهای انتخابی دارد. وجود نهادهای انتخاباتی سبب شده است که نیروهای سیاسی در انتخابات‌ها به مصاف هم‌دیگر بروند. شاید وجود همین نهادهای انتخابی و نهاد انتخابات سبب شده است که نیروی سیاسی برانداز در داخل ایران شکل نگیرد. با مرگ خمینی، مشروعیت  و اختیارات او به خامنه‌ای انتقال کرد و او در حال حاضر اختیار‌دار کل است. از آن‌جایی که تمام قدرت سیاسی، اجرایی و مذهبی به دست او است، نظریه‌پردازان علم سیاست،‌ نظام ایران را غیر دموکراتیک می‌دانند. نظریه‌ی مذهبی‌ای که حکومت را حق یک فقیه می‌داند نیز با مبانی دموکراسی در تضاد است. ولی مخالفان خارج‌نشین حکومت ایران، نتوانسته‌اند،‌ پایگاه اجتماعی برای خودشان در داخل ایران بسازند. آنان ربط‌شان را با داخل ایران از دست داده‌اند. شاید به همین دلیل است که هیچ قدرت خارجی از جمله امریکا، میل به براندازی حکومت ایران با استفاده از نیروی نظامی ندارد و آن را بی فایده می‌داند.

اما از رفتار حکومت کنونی ایالات متحده معلوم می‌شود که این حکومت می‌خواهد ایران را از یک دولت خصم به یک دولت دوست امریکا بدل کند. وزیر خارجه‌ی امریکا سال گذشته ۱۲ خواست واشنگتن از تهران را رسانه‌ای کرد. توقف برنامه‌های هسته‌ای و موشکی تهران، دست برداری از دشمنی با اسراییل، پایان حمایت ایران از نیروهای شبه‌نظامی شیعه در خاورمیانه و خروج نظامیان ایرانی از سوریه،‌ از مهم‌ترین این خواست‌ها است. امریکا حالا می‌گوید که قصد دارد با اعمال فشار اقتصادی بر ایران، ‌تهران را وادار سازد تا روی میز مذاکره بیاید و با واشنگتن روی این مسایل مذاکره کند و به توافق برسد. اگر ایران تمام خواست‌های امریکا را بپذیرد، واشنگتن وعده کرده است که با آن کشور روابط عادی ایجاد می‌کند و آن را همکاری خواهد کرد. به بیان دیگر پذیرفتن خواست‌های امریکا از سوی تهران،‌ ایران را به دولت دوست امریکا بدل می‌کند.

اما به نظر می‌رسد که رهبران ایران در حال حاضر قصد مذاکره با امریکا را ندارند. ایران منتظر است که در انتخابات سال ۲۰۲۰ امریکا ترمپ ببازد. ولی اگر ترمپ در آن انتخابات برنده شود، روشن نیست که رهبران ایران چه تصمیمی خواهند گرفت. ترمپ مشتاق است که ایرانی‌ها به او زنگ بزنند و روی میز مذاکره بیایند.

About chainsoff.

Intelligence Media Service, Monitors and Analyzes Extremists’ activities, including and not limited to: The Muslim Brotherhood, Kurdish Terrorism, Syrian Politics, Jabhet Al-Nusra, Hezbollah, Cyber Crime, and Taliban activities in Syria. Well known for her deep knowledge on Terrorism. Open Source Exploitation expert in the discovery, collection, and assessment of foreign-based publicly available information, also known as Open Source Intelligence (OSINT), HIMNT
This entry was posted in IRAN REGIME CHANGE and tagged , , , , , . Bookmark the permalink.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s